عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
200
كشف الحقايق ( فارسى )
و مىروند اينست معنى : يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ « 1 » اى درويش جوهر خاك ام الكتاب است و اجسام كتاب است و اعراض اعراب كتاب است پس هرآينه انقلاب و اختلاف در اعراض است اما يكسر موى امكان زياده و نقصان ندارد آن مقدار شكل و صورت كه اين ساعت در جميع مراتب موجود است هميشه بوده است و هميشه خواهد بود بطريق بدل . اى درويش مجموع عالم را همچون كدخداى يك خواجه مىدان و خواجه چون نانى از سفره خود بردارد يكى از جهت اين كار ايستاده است كه نانى ديگر بر سفره نهد و يكى نان از تنور بكند و يكى در تنور بندد و يكى خمير بسر كار آرد و يكى خمير گيرد و يكى آرد از آسيا آرد و يكى گندم درود و يكى گندم كارد و در جملهء كارها همچنين مىدان هر يك در مراتب خود ساخته و پرداخته و آماده و مهيا شدهاند و از قفاى يكديگر مىآيند چون آن يكى قدم برداشت ديگرى بجاى وى نهاد چون حال چنين باشد سفرهء خواجه هرگز خالى نبود و تنور هرگز خالى نبود و آسيا هرگز خالى نبود و مزرعه هميشه معمور باشد . پس اينچنين كه حال يك خواجه را دانستى مجموع عالم را همچنين مىدان و اين نه بتدبير و اختيار كسيست اين وجود خود چنين افتاده است كه خود مىرويد و خود ميزايد و خود مىآيد و خود مىرود پس هر كه اين گمان مىبرد كه مگر كارى از براى خود مىكند بهغايت دور افتاده است و همه روز شيطان او را به سخره گرفته است و مىگويد كه اگر چنين كنى اينچنين شود و اگر چنين نكنى چنين نشود . اى درويش چندين هزار كس آمدند و رفتند و چندين هزار كس ديگر آيند و روند و هر يك كه مىآمدند چنين گمان مىبردند كه مگر اين عالم از جهت ايشانست و هميشه در اين عالم بر يك حال خواهند بود اگرچه به زبان مىگويند كه مدت حيات آدمى شصت و هفتادست اما گفتن زبان را چه فايده چون به اندرون
--> ( 1 ) - رعد 39